فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

گوز تاب ، گوز پیچ
محل رواج: اصطلاح من در آوردی

 
۴
بالا
۱
پایین
همیشه اذیت کردن برای طرف مقابل آزار دهنده و ناخوشآیند است اما گاهی اوقات طرف آزار دهنده با دیدن رنجش طرف مقابل کوتاه میاید . در زمانی که طرف اذیت کننده کوتاه نیاید و مرغ یک پا داشته باشد میگویند داره گوز تابمون میده . مترادف گیر سه پیچ .
وقتی کسی که کارهای مربوط به ساختمان را ناتمام انجام داده باشد و به شهرداری مراجعه کند از طرفی ممکن است دستش به جایی بند نشود و از طرفی انجام کارهای قانونی اجباری ست . در این وقت طرف ناچار گوز تاب میشود .
واژه های مرتبط: گیر سه پیچ
نویسنده: إبی
۱۲ اسفند ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!