فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خششه نده
محل رواج: فارس

 
۲
بالا
۳
پایین
سخن بیجا و اعصاب خورد کن
هی سینا دوباره اومدی سالن ما
جواب : خششه نده پسر
واژه های مرتبط: زر زدن
نویسنده: سلمان محبت
۷ اسفند ۱۳۹۱
خششه نده
محل رواج: مرودشت

 
۴
بالا
۸
پایین
سخن بیجا و بیخودی همانند یاوه گویی
هنگامی که دو نفر صحبت میکنند شخص سومی میان سخن انان میپرد
به او میگویند :
خششه نده پسر
واژه های مرتبط: پارازیت برفک
نویسنده: سلمان تاکسی
۵ فروردین ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!