فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کپ کردن

 
۸
بالا
۲
پایین
در مواقع ترسیدن یا زیاد متعجب شدن به کار میره
هنگ کردن گرخیدن
-مرتیکه یه جوری جلوم ظاهر شد از ترس کپ کردم:|
-پراید شده 20 میلیوووون...اصن وقتی شنیدم کپ کردم:|
واژه های مرتبط: گرخیدن هنگیدن
نویسنده: Narges Mh
۳۰ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!