فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لیپغدون اف دٍ غود
محل رواج: پادگان نبی اکرم میبد

 
۹
بالا
۶
پایین
کنایه از بلد بودن زبان فرانسه
من زبان فرانسم خلیلی خوبه.
لیپغدون اف دٍ غود. نشناغون شغمزه زوز. اینترنشنا اف دِ فغانس.!
واژه های مرتبط: من درآوردی
نویسنده: مارکو
۲۵ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!