فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ساده لوح

 
۷
بالا
۰
پایین
1.شخصی که راحت گول میخورد و خام میشود.
2.فردی ساده و پاک که شخصیتی غیر پیچیده دارد و هر چیزی را باور میکند چون با همچین چیزی برخورد نکرده.
....خیلی ساده لوحی طرف دزد بوده و نفهمیدی؟
واژه های مرتبط: ساده زودباور
نویسنده: معسم
۲۲ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!