فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مشاور
محل رواج: سازمان ها

 
۹
بالا
۱
پایین
به کسی گفته می شود که به صورت مشا، ور می زند.
یعنی به صورت همگانی برای عده زیادی ور می زند.
ای بابا این مشاوره باز اومد مخمون رو بخوره. بزار بریم کار کنیم بابا. چقدر حرف می زنه. خودش کار نمیکنه نمیزاره بقیه هم کار کنن
واژه های مرتبط: مشاور مدیر عامل
نویسنده: تئوریک
۲۰ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!