فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سکولار
محل رواج: دبیرستان شهید ابراهیمی

 
۶
بالا
۳
پایین
کسی که بی دلیل و تنها برای به رخ کشیدن رشد ذهنی و یا دیدگاه سیاسی و اجتماعی اش شروع به زدن حرف های قلمبه سلمبه وسط کلاس بکند!
این واژه اولین بار در سال 1390 توسط خوده شخص سکولار (ع.ر) کشف شد درحالی که مشغول رساندن مفهوم "سکولاریسم" به دبیر دین و زندگی بود! در همان لحظه شادمان از جا پرید و فریاد زد :"یافتم! یافتم!" ...
اولی: .... بعله آقای جهانتاب! همونطور که گفتم تو هسته ی اتم انرژی زیادی وجود داره که اگه آزاد بشه میشه انرژی هسته ای! ....
کلاس (پچ پچ کنان) : این بابا دوباره داره سکولاربازی در میاره بکشیدش پایین اینقد زر نزنه!

سکولار خطاب به دبیر تاریخ: یعنی فراماسون بودن ملکم خان باعث شد امتیاز لاتاری رو بدست بیاره؟
هم کلاسی : حاجی باز سکولار شدی؟
واژه های مرتبط: هوفت
نویسنده: ع.قزویـن
۲۰ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!