فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تخماتیک (thokhmatik)
محل رواج: خوابگاه نودی های امیر کبیر

 
۶
بالا
۴
پایین
شدت و ویژگی منفی و داغون بودن یه چیزی رو می رسونه!
اکثرا در مواقع قاطی بودن به کار میره!
( در روایات داریم مستحبه "خ" رو با تشدید بگید)
وه ه ه ه ه ه ه ه ه ه( vahhhhhhhhhhh) پسسسسسسسسسسسر!
یه شلوار خریدم تخخخماتیک تنگه!!!

اه ه ه! سرویسمون کردن بابا با این استادای تخماتیکشون! یکی از یکی تخماتیک تر!
اصلا یارو تخماتیک رو نرو ها!
واژه های مرتبط: تخمی سگی
نویسنده: M. Z.
۱۸ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!