فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

لید

 
۹
بالا
۳
پایین
هنگامی که در کاری خرابکاری پیش می آید یا وقتی فردی اشتباهی مرتکب می شود، به او می گویند
مثال 1:
دوست اولی: این ترم مشروط می شم
دوست دومی: لیدی!!!
مثال2:
دوست اولی: وااااای اس ام اس اشتباه فرستادم!
دوست دومی: لیـــــدی !!!
مثال 3: وقتی سرعت اینترنت کم است: "اینترنت لیده"
مثال 4: وقتی سوژه ی خنده کم می شود: "دچار لید سوژگی شدم !!!"
واژه های مرتبط: سوتی
نویسنده: PJ
۱۷ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!