فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پنیر لیقوان

 
۱۴
بالا
۲
پایین
شخصی که دهنش بوی نامطبوع و گند میدهد!
این یارو عجب پنیر لیقوانی بود,خفمون کرد!
واژه های مرتبط: برادران کبودی
نویسنده: kasra
۱۲ بهمن ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!