فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پفیوز

 
۱۳۴
بالا
۲۸
پایین
فحشی کم نظیر و کاربردی، خوش آهنگ و شیرین ،فصیح و بلیغ،گرما بخش محفل دوستان. اهل فن 72 خاصیت برای آن بر شمردند.این فحش به شکل عجیبی به جان افراد تاس و خپل می نشیند و روح گوینده اش را شاد میکند.در کتاب فحش الجمیل فی تواریخ ، پفیوز را جزو 10 فحش زیبای تاریخ بشر معرفی کرده اند.در کتاب قابوس نامه، نقل شده: روزی وُشگیر به همراه پسرش گیلان شاه به جنگل میرفتند.پسرش در راه با کهالت حرکت میکرد؛ در این لحظه وشُگیر بر افروخته شد، رو به وی فریاد برآورد، «پفیوز تی کونَ تکان بَدَن شب دیر فَرسیم بِخانه تی مار مَراَ جَمَجهِ» .
پفیوز به معنی سستی و کهالت است. ولی ژرفای بلاغت و عمق فصاحتش آن را به یک لفظ فرا معنایی مبدل می کند.
روایت است، روزی شخصی نزد کنفسیوس آمد، از وی پرسید: استاد فحشی به من یاد بده؛ که در سختی راه ، همرا من باشد.کنفسیوس نگاهی به جوان انداخت و گفت: پّفیوز (کلمه پ با تاکید خوانده شود)

مارکوپلو از خاطرات خود در ایران مینویسد،در ایران چیزهای زیبایی شنیدم و دیدم .در آنجا مردم بسیار مهربان بودند و لقبی زیبا و آهنگین به من داده اند ؛ هرگاه مرا در راه می دیدند بانگ بر آورده، میگفتند: پفیوز امروز حالت چطوره؟
واژه های مرتبط: پفیوز
نویسنده: reza
۲۹ دی ۱۳۹۱
پفیوز
محل رواج: همه جا-اصالتا تهران

 
۲۷
بالا
۱۲
پایین
اول باید به معنای دیوث مسلط باشید
دیوث: کسی که ناموس خود را برای درآمد به فروش میگذارد درقدیم فحش بود(البته هنوزم هست ولی کمتر)حالا برای ابراز علاقه به کار میرود
حالا پفیوز شکل با کلاس و بالا شهری کلا متمدنانه دیوثه
که کمدین های بزرگی به رواج آن پرداختند و موفق هم شدند
سناریو اول
اولی:چطوری پفیوز
دومی:خوبم داش
سناریو دوم
اولی: همسایه بغیلیمون هر شب چلوک میزنن
دومی:اون پفیوز با مف خوری نون میخوره...ما کار می کنیم
واژه های مرتبط: دیوث قرم ساق پفیوز عوضی
نویسنده: Ar_min
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
پفیوز
محل رواج: عمدتا تهران

 
۴۲
بالا
۴۲۹۴۹۶۷۲۹۵
پایین
کلمه ترکی است و در زبان ترکی به کسی گفته می شود که بر سر سفرۀ میگساری می نشیند و مشروب نمی خورد و فقط مزه می خورد.
در کابرد:
1.زمانی گفته می شود که فرد می خواهد فحش بدهد اما نمی خواهد فحشش خیلی رکیک باشد.
2. وقتی فردی تمایل به همرنگی با جمع ندارد (با بار منفی)
3. گاهی به آدم ساز مخالف زن هم می گویند
1. مرتیکه پفیوز، نمی دونم اومده بود اونجا واسه چیکار، می شد از حرف زدنش فهمید که می خواد شر درست کنه.
2. عجب پفیوزیه! هر چی میگی یه جواب حاضر براش داره
3. یعنی از X جماعت پفیوز تر نیومده
4. خفه شو مرتیکه پفیوز
5. وقتی همه می گن می خوایم بریم شمال تو دیگه پفیوز بازی در نیار.
واژه های مرتبط: عوضی
نویسنده: آدای
۲۷ مرداد ۱۳۹۲
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!