فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تركوندم

 
۵
بالا
۲
پایین
- کنایه از انجام کاری به بهترین صورت. معمولا در حالتی که از کاری رضایت داشته باشیم به کار میبریم

دیروز مهمونی حسابی ترکوندم

امتحان چطور بود ؟ حسابی ترکوندم
واژه های مرتبط: لاو ترکوندن
نویسنده: amirhm
۱۵ دی ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!