فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

تق کسی را زدن

 
۱۰
بالا
۵
پایین
سپوختن، گاییدن، رابطه جنسی (اجباری) برقرار کردن با کسی
یارو بچه بازه محمود رو برده تق شو زده حالا بابا ننه ش فهمیدن شکایت کردن زندانه
نویسنده: شایان
۱۵ دی ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!