فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شخمى
محل رواج: همه جا به خصوص تهران

 
۷
بالا
۰
پایین
شخمى كلمه ایست كه براى بد نشون دادن یه شی یا فرده (ادبی *خمی).

اولى:غذا رستورانه چطور بود ؟
دومى: خیلى شخمى بود
واژه های مرتبط: بدرد نخور
نویسنده: انتن
۷ دی ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!