فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جفنگ

 
۳
بالا
۰
پایین
گاهی هنگام مصرف پنیر یا گل بجای استفاده از کاغذ معمولی، نخ سیگاری را از توتون خالی میکنند (بطوری که کاغذ سالم بماند) و داخل آنرا با ماده ی مورد نظر پر میکنند، اینکار "جفنگ بار زدن" و نخ سیگار مورد نظر "جفنگ" نام دارد.
دارم جفنگ بار میزنم.
واژه های مرتبط: چِنگ
نویسنده: آقای گل
۵ خرداد ۱۳۹۴
جفنگ

 
۴
بالا
۲
پایین
حرف چرت و پرت، فوق العاده بی معنی و بی منطق، سخن احمقانه
به جای گفتن این جفنگیات كارت رو درست انجام بده!
واژه های مرتبط: چرت و پرت
نویسنده: مهدي2345
۲۱ آبان ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!