فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ذیقّی

 
۷
بالا
۲
پایین
کاربردهای فراوونی داره،بجای داغون،ذاقارت،ذوار در رفته ،سهیل و امثالهم بکا میره
مثلاسهیل میگه:بچه ها واسه عروسی امشب دوربین مدل175 اجاره کردم
بچه هابه سهیل میگن:واقعن هم خودت آدمه ذیقی یی هستی هم برنامه های عروسیت هم خدمات مجالست هم دوربینات هم پسر عموت(نادر) هم ...زبونم قاصره در وصف ذیقی بودنت سهیل
واژه های مرتبط: سهیل ملایر خدمات مجالس
نویسنده: شافتولک
۷ آبان ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!