فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کار-کارگر(فرقه امیرکبیری)
محل رواج: دانشکده متالورژی دانشگاه امیرکبیر

 
۱۲
بالا
۴
پایین
فرقه امیرکبیری قشر کارگران:

کار به معانی مختلفی در سطح اجتماع وجود دارد،ولی در اینجا به معرفی گونه امیرکبیری آن میپردازیم.
گونه امیرکبیری آن به معنی شخص محترمه ای است که مورد هدف قرار میگیرد و استعاره از جی اف است.
بنیان گذار این فرقه شخصی به نام "کثیف"(البته در همین سایت این گونه خود را معرفی نموده) می باشد.
پیروان این فرقه کارگر نام دارند و غالباً افرادی هستند که با کار خود ازدواج نموده اند و در همه حال سر کار هستند.
چه در کلاس،چه در محوطه دانشگاه،چه در بین دوستان(پسر)،چه در خانه،چه در کتابخانه،چه در خواب و ...
و حتی این گونه ساعت ناهاری هم ندارند و شیفت آنها 24 ساعته میباشد.
به افرادی که کار ندارند،بی کار گفته میشود.
کارگران سبب صعود نرخ بیکاری میشوند،چون همانند کی ال ها چند کاره اند.
این افراد سر کار بودن را به بودن در کنار دوستان(پسر)ترجیح میدهند.
گونه آغازین این فرقه که مختص دانشکده متالورژی هست،محل کارش رستوران های اطراف دانشگاه نظیر اکسیژن،لیو،کندو و ... است.

اکثراً این گونه قبل از فرم پر کردن برای
-کجا بودی؟
-سر کار بودم
-فرم پر کردی؟
-آره بابا تازه استخدام شدم


-بچه ها من بی کارم،یه کار واسم پیدا کنین،خواهشاً
-فلانی تازه اخراج شده ها تو برو فرم پر کن بفرست

-فلانی رزومه کاریش چطوریه؟
-طرف چند تا کار داشته بااااا،چی فکر کردی؟
واژه های مرتبط: فرقه امیرکبیری kl
نویسنده: kasi.f
۲۲ مرداد ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!