فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مشتی

 
۵
بالا
۴
پایین
چیزی که خفن باشه,درجه 1 باشه نمونه باشه فظایی باشه میگن
-مثلا یارو رفته ساندویچی میگه اصغر اق یه سانددویچ مشتی واسه ما بیار
-یارو میره مغازه میگه یه نوشابه مشتی بده
-یاروغذا خوشمزه ای می خوره میگه چه غذای مشتی خوردیم
واژه های مرتبط: خفن
نویسنده: متین
۳۱ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!