فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سرنوشت

 
۳
بالا
۷
پایین
مجوز ظالم برای اِعمال و بهانۀ مظلوم برای پذیرش ظلم.
ای سرنوشت
که رقم می زنی برای عشق
دوری و انتظار
نفرین بر تو باد
واژه های مرتبط: ظلم عشق ظالم مظلوم
نویسنده: دلقک
۳۰ تیر ۱۳۹۱
سرنوشت

 
۲
بالا
۶
پایین
چیزی که به عقیده ی عده ای نمیتوان از سر، نوشت یا با آن جنگید. سرنوشت چیزی است که بر تمام جنبه های زندگی یک فرد حکمفرماست و او را از این روند گریزی نیست. در این میان عده ای هستند که با سرنوشت می جنگند. به عقیده این گروه سرنوشت مفهومی ساختگی است که آدم که برای پوشاندن ندانم کاری های خود استفاده می کنند و به این وسیله میخواهند فعالیت کمتری انجام دهند
سرنوشت را نمی شود از سر نوشت.
کار او در این مرحله از زمان سرنوشت ساز بود.
نویسنده: پراکنده
۶ مرداد ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!