فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شادی

 
۷
بالا
۳
پایین
حسی زودگذر که بعد از توجه به مصیبت‌های دیگران به انسان دست می‌دهد.
طفلی به نام شادی ، دیریست گمشده است
با چشمهای روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما :
یک سو خلیج فارس ، سوی دگر خزر
(شفیعی کدکنی)
واژه های مرتبط: شادی مملکته داریم
نویسنده: دلقک
۳۰ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!