فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مهاجر

 
۵
بالا
۸
پایین
فرد غیرروشن‌فکری که فکر می‌کند یک کشور بهتر از کشور دیگر است؛ بعداً از این فکرش پشیمان می‌شود اما روی برگشت ندارد.
کارتون مهاجرین خیلی خوب بود.
واژه های مرتبط: رفتن برنگشتن خارج اونور آب
نویسنده: دلقک
۳۰ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!