فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خوش‌بینی

 
۲
بالا
۳
پایین
هنر زیبا دیدن چیزهای زشت، مفید دیدن چیزهای بی‌فایده و خوب دیدن چیزهای بد.
با این قیمت مرغ و گوشت و شیر، تو باز هم خوشبینی؟
واژه های مرتبط: اقتصاد هنر
نویسنده: دلقک
۳۰ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!