فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مگس وزن

 
۴
بالا
۱
پایین
پَر وزن - سبک وزن - کسی که وزن کم و سبک دارد
این اصطلاح بیشتر در محافل تقریبا" رسمی تر (نه خیلی رسمی چون احتمال برداشت سوء یا توهین دارد) به کار می رود تا محافل دوستانه تر.
البته بیشتر وقتی بکار میرود که شخص مورد نظر حاضر نباشد. مگر در مواردی که صمیمیت نسبی بین گوینده و شخص وجود داشته باشد.
عبارت "مگس وزن" فقط در مورد انسان یا در بعضی موارد جانداران دیگر بکار میرود نه در مورد اشیاء.
فلانی مگس وزنه = وزنش کمه = سبکه (از لحاظ وزنی)
واژه های مرتبط: وزن
نویسنده: Hamid R Monjazeb
۲۵ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!