فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

که که
محل رواج: اصفهان

 
۱۷
بالا
۴
پایین
همان معنی گه میدهد و در هر موردی استفاده میشود برای شخص،برای اتفاق خیلی بد،برای غذای بدمزه و...
خیلی که که ای:خیلی آدم پستی هستی
این چیه مامان پختی طعمه که که میده:بدمزه اس
عجب اخلاق که که ای داری:عجب بداخلاقی
که که کاری:گندکاری و خرابکاری
که که مصب:همون که که مذهب یا همون لعنتی هست
که که تو حلقت:ریدم تو حلقت
واژه های مرتبط: گه سگ اخلاق
نویسنده: parypar
۲۰ تیر ۱۳۹۱
که که
محل رواج: اصفهان

 
۴
بالا
۱
پایین
در لغت همان گه را گویند و در لهجه ی اصفهانی کاربردهای فراوان دارد به طوری که اگر این کلمه را از یک اصفهانی بگیریم وی دیگر قادر به حرف زدن نخواهد بود.مشتقات و اصطلاحاتی که با که که وجود دارند از شماره خارجند ولی در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم که در کتاب گرانقدر "که که السالکین"اثر جاودانه حاج آقا کیریم اصفهانی آمده است:
که که سری چوق کردن:رسوایی خود یا دیگری را عیان نمودن
که که مالی کردن:گند زدن به چیزی.در بعضی مواقع ماست مالی کردن
یه که که ای لا کوکوده:یه کاسه ای زیر نیم کاسه ته
که که ما:واکنشی است به خریدن یک چیز نو یا تیپ زدن
که که دا بخور:حرفت را بزن
برو که که دا بخور:زر نزن
خود که که پنداری:خود بزرگ بینی
قاشوقی که که خوریش همش دنبالشه:همواره خود را نخود هر آشی می کند
که که پز:آشپز
یه که که ای شدن:شخص محترمی شدن.به مکان رفیعی رسیدن
واژه های مرتبط: گه سنده ریده
نویسنده: پیزی
۲۶ تیر ۱۳۹۴
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!