فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کامپیوتری
محل رواج: بین اشخاص فهیم

 
۵
بالا
۴
پایین
خوب، فهیم، کاردرست، باحال و متفکر، خوش‌ذوق، با مرام، هرکس که کارهایش درست و به‌حساب باشد، جوگیر نمی‌شود، برای چیزهای بی‌ارزش ارزشِ بسیار قائل نمی‌شود و از کارهایی نظیرِ درس خواندنِ الکی، نامردی، بی‌مرامی و ... پرهیز دارد. فردی دارای تمامی صفاتِ نیک :)

عمومِ اقشارِ کامپیوتری از برنامه‌نویس‌ها هستند، اما کامپیوتری‌هایی هم به‌ندرت یافت شده‌اند که هیچ آشناییِ ظاهری‌ای با برنامه‌نویسی و حتی خودِ رایانه ندارند! که به آن‌ها "اصالتا کامپیوتری" گفته می‌شود. (رجوع شود به "اصالتا کامپیوتری")
مثال مهم: سلام کامپیوتری!
وقتی کسی عقیده‌ش رو به پول ترجیح بده (البته حتی ممکنه عقیده‌ش بر مهم بودنِ پول باشه‌ها!! ولی خب، این باید یه عقیده باشه، نه یه هَوَسِ بی‌حساب و کتاب)، کیفیت کارش رو به پول ترجیح بده، همه‌ی درس‌های یک ترمش رو بیوفته ولی عین خیالش نباشه، تو عشقش ثابت‌قدم باشه، از تلاش کردن کم نذاره (البته ممکنه این تلاش یه تلاشِ فکریِ خیلی سنگین برای پرهیز از یه تلاشِ یدیِ کوچیک باشه) بهش میشه گفت کامپیوتری. بااااااید باحال هم باشه خب
نویسنده: نبی
۱۶ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!