فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

عجب دكتری سوار شدیم

 
۶
بالا
۵
پایین
همون عجب خری سوار شدیمه
یه خورده با كلاس تر و شایدم یه خورده فاجعه بار تر
عزیز من اون تلوزیون بی صاحابو خاموش كن فردا باید بریم سركار
عجب دكتری سوار شدیما
واژه های مرتبط: گير چه خري افتاديم
نویسنده: پدرخوانده
۱۲ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!