فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خسشو
محل رواج: بين بروبچ ما

 
۴
بالا
۱
پایین
این كلمه نوعی صدا كردن گاو و گوسفنده مث هش و هی و ...
تلفظش هم می شه خ س ش و
یه خورده حروف رو باید كشید
این كلمه مال موقعی هستش ك داری با یكی حرف می زنی طرف متوجه نیست و حواسش جای دیگه ست
جناب!
آقای محترم!
با شمام دوست عزیز!
داداش!
هی اده
پیشت
خسشو
واژه های مرتبط: اده پيشت هي
نویسنده: پدرخوانده
۱۱ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!