فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

پشم الدین

 
۵
بالا
۲
پایین
آدم ریاکار و متظاهر به دینداری
باید یک استشهاد محلی جمع کنی برو از میرزا پشم الدین شروع کن خونشون ته کوچش
واژه های مرتبط: پشمک
نویسنده: فرید
۱۰ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!