فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شامام
محل رواج: کرمانشاه و حومه

 
۷
بالا
۱
پایین
لجوج,یک دنده,سوفیست,کسی ک اگ مرحوم سقراط و توماس هابز و نیچه و بقیه بر و بکس باهاش کل کل کنن قانع نمیشه
این اصطلاح از اسم ی مغازه دار ب همین نام اومده ک ,الم و آدم از قانعش نمیکنن
اولی:چی شد؟مخشو زدی فردا بریم بیرون
دومی:نه بابا اون شامامو کسی قانع میکنه
واژه های مرتبط: لجوج
نویسنده: neo.raper
۵ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!