فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سالاد
محل رواج: گنبد کاووس و بعد سایر نقاط ایران

 
۲۰
بالا
۵
پایین
کسی که اصلا به حساب نیاد ، انگاری اصلا وجود نداره و حرفا و حرکاتش مسخره و مضحک و در بین جمع مسخره عام و خاص باشه !!

پی نوشت :
سالاد بازی : هم همون معنای مسخره بازی رو میده
1. هِه ...تو از اصغر میترسی ؟ اون که سالادم نیس ! هنوز جوجه اس بابا

2. اصغر بابا اینقدر سالاد بازی در نیار !! همه دارن نیگامون میکننا ...
نویسنده: GH
۳ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!