فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سیمیت
محل رواج: شیراز و حومه

 
۵
بالا
۴
پایین
بوی چربی ، بوی ناخوشایند چربی و پیه ، دنبه و مانند آن ها.
آدم سیمیتیه! آدمی است نچسب ، پفیوز و غیر قابل معاشرت که سری پرباد و رفتاری متکبّرانه دارد و شوخی سیمیت، شوخی و مِزاحیست که موجب ناراحتی و کدورت و مایه ی دلخوری و عداوت گردد.
با ماهی که گوجه بخوری بو سیمیت تو دماغت می پیچه.
واژه های مرتبط: زُخم
نویسنده: منقل
۱ تیر ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!