فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سیكتیر

 
۱۵
بالا
۷
پایین
مطلقاً به معنای «خفه شو» و «خفه»
- شک ندارم که بالأخره نازنینو می‌گیرم
- سیکتیر بابا ... اسم نازنینو دیگه جلوم نیار
واژه های مرتبط: داشاق خفه
نویسنده: دامون
۲۳ خرداد ۱۳۹۱
سیكتیر

 
۱۰
بالا
۶
پایین
سیکتیر از واژه ترکی سیهدیر به معنای برو به درک می آید که در فارسی عامیانه استفاده می شود
مثلا:
فرداول- اصلا از محیط اینجا خوشم نمیاد
فرد دوم -دوس نداری سیکتیر بابا
واژه های مرتبط: به درک
نویسنده: roozbeh_kaka
۱۳ تیر ۱۳۹۲
سیكتیر

 
۷
بالا
۴
پایین
جمع كن برو
الان بستنی میچسبه
سیكتیر بابا
واژه های مرتبط: سيكيم خيالي
نویسنده: پيام
۵ بهمن ۱۳۹۲
سیكتیر

 
۱۱
بالا
۹
پایین
لطفا سكوت
سیكتیر پیلیز
واژه های مرتبط: shut up
نویسنده: msd
۲۱ خرداد ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!