فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

جنتلمنگ

 
۱۷
بالا
۳
پایین
مردای خود شاخ پندار D:
مردی که فک میکنه خیلی خوشگل و تو دل بروئه ولی اوسکوله خودشم خبر نداره !!!
دوستم:پایه ای بعد از ظهر بریم کافی شاپه ... ؟؟؟(اسم کافی شاپ سیکرته)
من:خجالت نمیکشی هنوز دمپر این مرتیکه جنتلمنگی؟؟؟؟(صاحب کافی)
واژه های مرتبط: متوهم
نویسنده: نازلی داف
۵ خرداد ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!