فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خنگال

 
۸
بالا
۱
پایین
آدم بسیار خنگ و نادان،کسی که علاوه بر خنگ بودن بی عرضه هم باشد! ،خنگ خطاب کردن همراه با تحقیر
1_هی خنگال،باید اون دکمه رو فشار بدی
2_خنگال جون،اگه اونکارو کنی برق میگیرت
واژه های مرتبط: خنگ نادان
نویسنده: کاوه آهنگر
۲ خرداد ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!