فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

نُنُر

 
۲
بالا
۲
پایین
(به لحن تحقیر) نازپرورده، عزیز دردانه، عزیز بی‌جهت، لوس، بچه ننه، نازک نارنجی
بیچاره به سرما عادن نکرده بود. از بچگی ننر و دردونه بارش آورده بودن!

انقدر پز بچه ننرتو نده!
واژه های مرتبط: بچه ننه عزیز دردنه لوس
نویسنده: Mudge
۱ خرداد ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!