فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سه کارکردن
محل رواج: همه جا و تعمیرگاه!

 
۷
بالا
۰
پایین
بد کارکردن
روی روال نبودن
تنظیم نبودن
شاگرد: اوسا! استارت بزن
اوسا:زدم چی شد؟
شاگرد: یه لحظه موقع روشن شدن سه کارکرد
فکر کنم باید سرسیلندر باز بشه
..............................................
سید: حاجی! پسندیدی؟
حاجی: نه سیدجون تو نده سه،سه کار میکرد!!
واژه های مرتبط: سه شدن
نویسنده: مدیرعامل
۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!