فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کرسی شعر

 
۱۳
بالا
۱
پایین
کرسی شعر ، به چرت و پرت هایی گفته میشده که یه مشت خل و چل دور هم میشستن و کلمات هم وزن رو بکار میبردن و به به چه چه میکردن ........ امروزه از این واژه با نام " کوزوژوعر " هم بین غالب افراد جامعه استفاده میشه
- علی به نظرت به دختره پیشنهاد بدم؟؟؟
- انقد "کرسی شعر" نگو بچه ، اون اصلا تو رو داخل آدمیزاد حساب میکنه آخه؟؟؟
واژه های مرتبط: شعر
نویسنده: Saj
۲۰ فروردین ۱۳۹۱
کرسی شعر

 
۱۲
بالا
۱
پایین
در قدیم در منطقه (طالقان)، مردان دور کرسی جمع می شدند و مشاعره می کردند.. بعد از چند دور که اشعار در ذهن کم می شد، بعضی از خودشان شعر می گفتند! دیگران می گفتند که فلانی کرسی شعر گفت! (در لفظ: برو بابا بازم کرسی شعر گفتی)

این اصطلاح کمی جاودان تر شد و به مناطق اطراف از جمله تهران آمد تا جایی که هر کس حرف بی موردی میزد می گفتند کرسی شعر گفت..
امروزه این کلمه بترتیب به اشکال زیر درآمده:
- ک* شعر - ک* گفتن - گل واژه - کوزوژعر .
که از دو واژه اول بدلیل وجه تشابه با کلمات رکیک در محافل عمومی تر استفاده نمی شود و شاید دلیل بوجود آمدن اشکال بعدی هم همین است.
وقتی طرف خسته و گشنه از سرکار اومده خونه و زنش هم با حرفاش رفته رو مخش،میگه: " کُ* نگو زن ، شامو وردار بیار!"
نویسنده: amn
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!