فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

ساسوک
محل رواج: گنبدکاووس

 
۱۴
بالا
۶
پایین
دختر بی خیال و شلخته و بی قیدوبند
مثلا در خطاب به دختری که برای رفتن به جایی هنوز حاضر نشده و همه رو معطل خودش کرده: ... ساسوک, زود باش
واژه های مرتبط: بی خیال شلخته
نویسنده: ج.آتا
۱۴ فروردین ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!