فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

خوایه فنگ (خایه فنگ)
محل رواج: خیابون ایتالیا و کل تهران

 
۱۴
بالا
۰
پایین
کسی که خیلی تعجب کرده یا ترسیده
اصطلاحاً پشماش ریخته؛کپ کرده
فری داشت حرف میزد
یه چی گفتم خایه فنگ شد
واژه های مرتبط: کپ کردن
نویسنده: Mehdi KhaSte®
۸ فروردین ۱۳۹۱
خوایه فنگ (خایه فنگ)
محل رواج: تهران و سپس اقصی نقاط کشور

 
۱۰
بالا
۳
پایین
دیوانه کننده، کشنده، هوشبر، زجرکش
(سر کلاس کنکور)
- بچه ها یه نکته می گم اونایی که نیست خایه فنگ بشن !!!!
واژه های مرتبط: دیوانه
نویسنده: Shahryar FRM
۵ فروردین ۱۳۹۱
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!