فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مرده گوزید
محل رواج: تقريبا همه جا،ولي اولين بار در شهر کرج رواج پ

 
۹
بالا
۳
پایین
"مرده گوزید" کنایه از شخصی دارد که در حالت عادی به خود زحمت انجام کار خاصی را نمیدهد، ولی در مواقع مختلف و بنابر دلایل مختلف انجام کارهایی را که بر عهده اش گذاشته شده، به دیگران واگذار میکند.
نفر اول در حال بردن ۱ کیسه خرید و نفر دوم در حال بردن ۲ کیسه خرید
اولی: داداش بیا این کیسه رو بگیر کمرمو شیکوند.
دومی: باز این مرده ی ما گوزید!
واژه های مرتبط: تن پرور تنبل
نویسنده: مليکا
۲۹ اسفند ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!