فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مغزم سرویس شد

 
۹
بالا
۴
پایین
این واژه وقتی به کار میره که شما داری یه کاری رو انجام میدی که خیلی انجامش سخته(مثل درس خوندن) و تقرییبا هم همش کار ذهنیه و احتمال انجامشش 50-50 ه
البته افرادی هم هستن که کارشون سرویس کردن مغز شماست(برای نمونه آدمای بی مزه که همش سر کلاس تیکه میندازن و یا نمونه بارزترش شخصیت آقا مصطفی تو فیلم مارمولک!)
۱. آقا دیشب داشتم ریاضی میخوندم مغزم سرویس شد
۲. این دختره دیشب مغز مارو سرویس کرد اینقدر فک زد
نویسنده: ولگرد
۲۷ اسفند ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!