فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

توالت

واژه روز در۱۸ اسفند ۱۳۹۰

 
۵۳
بالا
۱۱
پایین
مکانی که در آن دفع پلیدی و نجاست کنند. اصولا بر دو قسم است: سنتی و فرنگی.
کاربرد:
متون ادبی: راحت سرا، راحت افزا
لوطی منشانه: زورخونه
ادبیات عرب: تخلیه البطون، المستراح
پارسی میانه: خلا، موال
پارسی امروزی: دستشویی، سرویس بهداشتی
جامعه شناسی: مکانی که آزادی را به عینه می توان در آن احساس کرد/ بهشت لیبرالیسم
کاسه و گنگ اجزای لاینفک توالت سنتی یا وطنی است
دومی (قبلش اولی که یه کس دیگه ای بوده یه چیز دیگه ای از خودش دربکرده که به دلیل رعایت ادب از ذکر آن معذوریم): چه کار می کونی اون تو !؟!
اولی: آخیش روحم تازه شد!
واژه های مرتبط: ادب محنت آسودگی
نویسنده: واژه پرداز
۱۷ اسفند ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!