فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

سربازی

 
۱۰
بالا
۹
پایین
عمل و شغل سرباز
۱- آمادگی برای فدا کردن سر و جان خویش در راه وصول به هدف.
۲- دلاوری شجاعت
سربازی کردن: فداکاری کردن یا خدمت نظام وظیفه کردن
یارو رفته سربازی
واژه های مرتبط: سربازی
نویسنده: امیری
۱۵ اسفند ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!