فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مثل ندیده ها

 
۷
بالا
۱
پایین
عملی سرزده از کسی که از روی حرص و ولع که باعث شگفتی و ناراحتی دیگران میشه. از کار او میشه نتیجه گرفت تابحال اون کارو انجام نداده، یا توی انجامش خیلی هوله اونقدر که میخواد بیقته توی دیگ. یه جورایی میشه نتیجه گرفت یارو یه نموره دهاتی میزنه.
- یارو رو نگاه، دوتا شیرینی توی دهنشه دوتام توی مشتش.
تازه ندیدی، مثل ندیده ها دوتا هم توی جیبش کرد.

- حمیدو نگاه. مثل ندیده ها افتاده دنبال دختر داره هرچی میگه گردن کج میکنه
واژه های مرتبط: ندید بدید چشم گشنه
نویسنده: میخ دیواری
۶ اسفند ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!