فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شاپور
محل رواج: بین بروبچ ما

 
۴
بالا
۱
پایین
اسمی پسرانه ک در زمانی بکار می رود ک شما بخواهید شخصی را صدا بزنید ک اسمش را نمی دانید و برایتان هم مهم نباشد ک اسمش را بدانید و خودتان اسم شاپور را بر او نهاده و امرتان را ب او می گویید
هی پسر بیا اینجا کارت دارم
اسمت چیه؟ حالا البته مهم نیست چیه ما فرض می گیریم شاپور
ببین شاپور جان این پولو بگیر برو 4 تا بستنی بگیر بیار
واژه های مرتبط: .
نویسنده: پدرخوانده
۱۳ مرداد ۱۳۹۳
شاپور
محل رواج: بروبکس باحال رشتی

 
۶
بالا
۷
پایین
فردی احمق که با گفتن خزعبلات مایه خنده دیگران است و اصولا یک تخته کم دارد و به اصطلاح شیرین میزند.
واژه ی عبدولی نیز به اینگونه افراد اطلاق میگردد.
این رفیق شما بازم داره نوک جمع رو میچینه ها؟
بیخیال گوش نده اون که شاپوره!!
واژه های مرتبط: مَندَلی عبدولِی
نویسنده: آیدی
۵ اسفند ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!