فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شابدُل

 
۱۱
بالا
۲
پایین
یك آدم گیج و منگ ، كسی كه روی زمین سیر و سلوك نمیكند و گیج میزند، گاهی معنی سرخوش هم میدهد.
راننده عجب شابدُلی بود مسیرو اشتب رفت :دی
واژه های مرتبط: اسكل گاگول گولاخ
نویسنده: ژوزفين
۴ اسفند ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!