فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

شاس مخ

 
۱۳
بالا
۱
پایین
آدم داغون و قاطی از لحاظ مغزی و مشاعر که عموما کارهای خنده دار و احمقانه ای از او سر می زند.
شاس مخ! بازم نفهمیدی چی میگم؟ برو تو فارسی شهری ترجمه کن حرفامو
واژه های مرتبط: شاسگول اوسگول
نویسنده: دامون
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
شاس مخ

 
۱۰
بالا
۱
پایین
آدم احمق و پرت از موضوعی که عموما کارهای احمقانه ای از او سر می زند
شاس مخ تو چرا زبون آدمیزاد سرت نمیشه؟ میگم خود مریم به من گفت که نامزد کرده باز سریش بازی درمیاری؟؟؟
واژه های مرتبط: اوسگل شاسگول
نویسنده: دامون
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!