فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

مرتیكه

 
۶
بالا
۳
پایین
دو جور کاربرد داره، کاربردِ اوّل که از قضا عمومی هم هست همراه با یه فُشِ آبداره، فحش هایی که به دنبالِ مرتیکه در این کاربرد میاد معمولن اونقد شنیع هستن که بسیاری اوقات دیده شده مرتیکه رو به شکلِ "مر...یکه" می نویسن
کاربردِ دومش واسه خطاب کردن رفقا و دوستاس، همونطور که گاهی اوقات رفقا با فحش دادن صدا زده می شن. در این کاربرد هم همون فحشا به دنبالِ مرتیکه میان منتها بارِ مثبت و "فان" دارن

معمولن لحنِ به کار رفته در کاربردِ مثبت، تَهش :دی داره
[صحبت در موردِ استادی که بد نمره داده]:
مرتیکه ی ... ئه .... نیم نمره هم نداد!!!
[خطاب کردنِ رفقا]:
مرتیکه ی عوضی! نگفتم مگه زودتر بیا؟ :دی
واژه های مرتبط: مردیکه
نویسنده: کوتلاس
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!