فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

کی ال (KL)
محل رواج: دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی امیرکبیر و همه

 
۲۰۷
بالا
۲۰
پایین
کی ال که در لاتین به صورت KL نوشته می شود مخفف کلمه "یه عضوی از بدن بانوان را لیسیدن" است و به افرادی گفته می شود که در راه رضای خدا و بدون هیچ چشم داشتی به صورت یک ضرب در حال سرویس دهی و خدمات مادی و معنوی به بیش از یک دختر هستند، هیچ امیدی به ادامه و پیشرفت در رابطه ندارند و حتی دیده شده قصد مخ زدن هم ندارند ولی بازهم به این عمل شنیع ادامه می دهند.
این افراد در بحث ها الکی طرف جنس دختر را گرفته، در انجام پروژه ها در پاره از موارد با التماس برای دختر پروژه انجام می دهند، در آن واحد به چند دختر همزمان سرویس می دهند.

ضرر مادی و معنوی ای که این قشر به مابقی پسرها می رسانند این است که به نوعی با بوجود آمدن قیمت کاذب و حبابی در بازار، کار افراد دیگر بسیار سخت می شود، به طوری که دیده شده کسانی که چیز خاصی نبودند در حد جسیکا آلبا رخ گرفتن واسه ملت.
این افراد هرچه بهشون ریده میشه بازهم ادامه می دهند، به طوری که موتور آن ها با عن روشن می شود و قوت غالبشان عن است، عن اسهالی حکم نوشابه انرژی زا را برایشان دارد.
_عنیرضا یه دقه بیـــــــــــــــــاو!!؟؟
علیرضا: جانم؟
_عنیــــــــرضاو این کارو برام انجام میدی من بلد نیستم؟
علیرضا: حاجی ریدیفه

آرمین: حاجی وقت داری این بخشو توضیح بدی واسه امتحان ریاضی2؟
_نه داداش خدایی کلی کار ریخته سرم
(لحظاتی بعد فرد مذکور در یک کلاس در حال توضیح دادن همون درس به 3 عدد دختر می باشد)

آرمین: فلانی اینجای پروژه ما گیره حاجی! یه دستی بهش میکشی؟
_داداش به خدا گیرم، خودم پروژه دارم
آرمین: حاجی که اینکه همون پروژه ماست توکه این درسو نداری
_ هیچی همینجوری می نویسم یاد بگیرم
آرمین: آدم خالی بند تا دسته! واسه فلانی و فلانیه دیگه لابد!

_عزیزم پروژه ات رو چیکار می کنی؟
__میدم فلانی بنویسه
_توکه اون سری بهت پیشنهاد داد ریدی بهش که
__عادت داره بابا، میرینن بهش بازم کارا رو انجام میده :))

از مثال های مالتی مدیا می توان به دعوا کی الی اشاره کرد که دو نفر با یکدیگر به دعوا کی الی می پردازند و با سروصدا های خاصی سعی در خنداندن قشر دختر دارند.
نویسنده: R - A
۲۹ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!