فارسی شهری فرهنگ لغاتی است که شما می نویسید.

معامله

 
۲۴
بالا
۶
پایین
همان آلَت آقایان است.
1- حسن معلم رو دیدی سر کلاس معاملشو (مامِلشو) دستش گرفته بود باش ورمیرفت؟
2- طرف دست به معامله اش خوبه.
3- دختره به معاملات بزرگی دست زده.
واژه های مرتبط: مامِله
نویسنده: MV
۲۸ بهمن ۱۳۹۰
صفحه فیسبوک ما را کنید.
برای دریافت واژه های روز باحال ایمیلتان را وارد کنید!
آخرین واژه های اضافه شده:
واژه های زیر هنوز در فارسی شهری تعریف نشده اند. اولین کسی باشید که آن ها را تعریف می کنید!
اسم دوستانتان (یا خودتان) را در فارسی شهری اضافه کنید!
مثال: نوشین: معمولا دختری مهربان و خوش قلب ولی شیطون و کم حوصله است. در مواردی اهل پیچاندن هم هست.
بهترین تعریف برای شهرتان را در فارسی شهری بنویسید!
مثال: شیراز: شهر زرنگ ترین و با حالترین آدمهای روی زمین. هر چی در مورد تنبل بودن شیرازیها می گن از حسادته!